![]() |
![]() |
|
|
سلاممممممممممممممممم یه کم واسه تبریک سال جدید، دیره ولی خوب عیدتون خوش! کلی دلم واسه نوشتن تنگ شده بود؛ از این که نتونستیم زودتر آپ کنیم ببخشید به بزرگی خودتون البته قرار بود نمایشگاه علوم تو سال پیش باشه که به دلایلی به تاخیر افتاد!!!!!!!! آقای رحمانی (دبیر راهنمای پروژه ها) هم تو برگزاری نمایشگاه و پروزه ها با ما و مدرسه همکاری می کنن دیگه این که بچه های المپیادی (که واقعا گل کاشته بودن) دارن واسه مراحل بعدی هم سخت تلاش می کنن ؛ مدرسه هم کللاس های تقوییتی واسشون گذاشته البته. و از همه جالب تر این که بعد از سال ها چشم انتظاری ، بالاخره قرار شد بریم اردوووووووووووووووووووو کجا؟ کاشان گلاب گیری و گشت و گذار عشق و صفا تقریبا بیشتر بچه های مدرسه میان تو هفته ی اول اردیبهشت می ریم تازه.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط صبا |
|
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام! با اسم این پست می شه فهمید راجع به چیه!! اومدم اسم بچه های المپیادیمون رو بگم که عجییییییییب ترکوندن!
اول المپیاد ریاضی که یه نفر قبولی دادیم: سعیده بیگدلو دوم المپیاد فیزیک که اونم یه نفر قبول شده!: عارفه نیک نام سوم المپیاد شیمی که سه نفرن!: شقایق رمضانپور / مریم مبارک آبادی/افسانه یاوری مقدم چهارم المپیاد زیست که یه نفره بازم: فهیمه مسعودی فر پنجم المپیاد کامپیوتر که دو نفر گل کاشتن: سعیده بیگدلو/رویا پور نمازی در آخر هم ادبیات! لازم به ذکره که از ۷ نفر قبولی شهریار ۶تاش دخترن نتایج المپیاد نجوم هنوز اعلام نشده که هر وقت بیاد اسما رو می گم! در کل بچه ها موفق باشید و واسه مرحله بعدم آبرومون رو بخرید! راستی معلم ریاضی ما یعنی سر کار خانم جعفری هم تو جشنواره ی طرح تدریس استانی هندسه ۱ نفر اول شدن(البته من و صبا و یه چند نفر دیگه هم باهاشون بودیمااااااااااا! خلاصه قبل عید کلی خبر خوش شنیدیم!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط نسترن |
|
|
واسه اين پست شديد زدم به سيم آخر! فقط اومدم غر بزنم! آخه نمي دونيد ما از دست اين عوامل مدرسه چه مي كشيم!! ما كه خير سر مباركمون فرزانگان درس مي خونيم تو آزمايشگاه زيستمون يه دونه لانست هم نداريم و بايد با سوزن ته گرد دستامون رو سوراخ كنيم تا خون بياد و گروه خونيامون مشخص شه... حالا بگذريم از اين كه واسه يه كيت آنتي كور چند هفته انتظار كشيديم!! حالا اين هيچي..ما كلي واسه يه نمايش زحمت كشيديم و با هزار جور مصيبت و كلاس پيچوندن حتي اجازه نمي دن نمايش رو تو سالن اجرا كنيم، حتماٌ بايد بريم تو حياط كه محيطش به حدي آرومه كه خودمونم صداي خودمون رو نمي شنويم! خانم خاقاني خواهش مي كنم اگه اين پست رو مي خونين يه فكري به حال ما و راد و اسي شاس بكنيد! شكايت زياد دارم ولي مي ترسم حوصلتون سر بره تا آخر پست رو نخونين |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6 بعد از ظهر توسط نسترن |
|
|
وقتی به عید نزدیک می شیم ، مدرسه هم یه حال دیگه پیدا می کنه انگار زمان زودتر می گذره وتازه مدرسه هم خیلی خوش می گذره ، شاید حتی به خاطر هوا که بهاریه و آدم رو سر حال می یاره تازگی ها متوجه شدیم که خواهر خانم شریف (مدیر مدرسه) به رحمت خدا رفتن ماهم این غم بزرگ رو بهشون تسلیت می گیم. اواسط همین ماه تو مدرسه جشن قرآنی بر پاست ، بچه ها آثار مختلفشون رو مثل : نمایش ، شعر ، تواشیح و ... به نمایش می ذارن . مسًول جشن هم خانم موسوی (دبیر مهربون دینی و قرآن دبیرستان ) هستن. حالا دیگه می رسیم به چهارشنبه سوری که همواره در شوق رسیدن این روز خواب ندارم . مهلت تحویل دادن پروژه های علوم که درسی ست و نمره اش نیز در کارنامه محسوب می شه ، |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 6 بعد از ظهر توسط صبا |
|
|
خبر جدید این که بچه های تئاتر مدرسه حسابی گل کاشتن! از همین جا بهشون تبریک و خسته نباشید می گم...
موفقیت پروژه ی خانم دکتر افشار(از معلم های مدرسمون) هم از اتفاقاتی بوده که باعث خوشحالی هممون شد... و اما یه چیز مهم واسه رفع هرگونه سؤ تفاهم! راستی بچه های المپیادی مدرسه خیالتون راحت باشه، ما همه واسه موفقیتتون دعا می کنیم! تا پست بعدی خداحافظ همگی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 10 قبل از ظهر توسط |
|
|
اگه يه مدرسه ي تيزهوشان دخترونه ديدين كه راهنمايي، دبيرستان و
پيش دانشگاهي توش يكي بودن،اگه يه مدرسه ديدين كه اسم مديرش خانم
شريف،اسم ناظم راهنمايش خانم صمدي و اسم ناظم دبيرستانش خانم
حدادي بود،بدونيد مدرسه ي ماست! اگه يه مدرسه ديدين كه آزمايشگاه زيست و فيزيك و شيميش به سبك آزمايشگاه هاي فرانسه طراحي شده، بدونيد مدرسه ي ماست! اگه يه مدرسه ديدين كه سطح علمي معلماش خيلي بالا بود ومعلماش
حسابي تو سر و كله زدن با بچه هاي تيزهوش ماهر بودن ، حتي اگه
يه مدرسه ي سمپاد ديديد كه زير نظر آموزش و پرورش باشه(!)،بدونيد
اون حتما مدرسه ي ماست! و اما اگه دانش آموزايي رو ديدين كه باهوش،خلاق،با استعداد
تا قسمتي مغرور و البته درس خون
ما هستن! اگه يه مدرسه ديدين كه دانش آموزاش از 100 خان رستم گذشتن ولي
الان بايد به فكر روبان هاي روي پوشه ي ديني باشن و استعدادهاشون
در حال پوسيدن باشه، بدونيد كه بچه هاي راهنمايي خودمونن! ( وضع
دبيرستان و پيش از اين لحاظ بهتره!) خوب،وايسين وايسين، رسيديم، پياده شين، در بزنين،(صبر كنيد الان در باز مي شه.) خوش اومدين مدرسه ي استعدادهاي درخشان فرزانگان برهان شهريار
البته تو پست های بعد با ما و مدرسمون بیشتر آشنا می شین! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط خودمون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بر آن شدیم که وبلاگ بزنیم تا گوشه ای از افتخاراتمان را به رخ بکشیم!!!!! تیزهوشیم دیگه، چه می توان کردن کرد!
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 |
| نویسندگان |
|
خودمون صبا نسترن |
| پیوندها |
|
درد عاشقی کلبه ی اخراجی های سمپاد نیشابور 2 دخمل سمپادی من تیزهوش ضد مدرسه دست نوشته های یک سمپادی ... پرواز را به خاطر بسپار باشگاه دانش پژوهان جوان |
|
RSS
|